خرید بک لینک

سلام

نمیدونم کسی 1 اینجا رو میخونه یا نه، ولی دلیل نوشتن این چند سطر اینه که چند روز پیش یکی از دوستان قدیمی وبلاگی از طریق اینستاگرام برادرم جویای احوالم شده بود، من یه حدسی زدم و در یک وبلاگی که فکر میکردم متعلق به ایشونه پیغام گذاشتم ولی چون مطمئن نیستم که حدسم درست باشه، گفتم اینجا اعلام حضور کنم شاید این عزیز سالی یک بار اینجا رو بخونه.

اول اینکه خیلی خیلی خیلی متشکرم از احوال پرسی، بسیار برام ارزشمند و خوشحال کننده بود که در گوشه ذهن کسی بودم و این وقت و انرژی رو گذاشته که از طریق واسطه جویای حالم بشه. خیلی زیاد ممنونم.

دوم اینکه خوشبختانه یا متاسفانه من در اینستاگرام، توییتر، فیسبوک، لینکدین یا هرگونه شبکه اجتماعی دیگهای فعالیت ندارم. وبلاگ رو هم نبستم چون هر چند وقت یک بار میام و از طریقش مطالب دوستان رو میخونم، اگر مطلبی نوشته باشن، وگرنه همونجور که میدونین اینجا هم فعالیتی ندارم.

سوم اینکه من همچنان نفس میکشم.

چهارم اینکه امیدوارم تمام کسایی که یه زمانی با بودنشون کنارم در اینجا بهم انرژی میدادن، چه وبلاگی چه آشناهای نزدیکتر، زندگی بر وفق مرادشون باشه، سختی های زندگی رو آسون بگذرونن، خوشی هاشون پایدار باشه و غمهاشون کم و زودگذر. امیدوارم به آرزوهاشون رسیده باشن و بازم برسن، و در نهایت امیدوارم تن خودشون و عزیزانشون سلامت و دل خودشون و عزیزانشون خوش باشه.

بازم ممنونم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۱ساعت 3:34  توسط leconte  | 

برچسب: نویسنده: کوروش نیکنام تاريخ: چهارشنبه 13 مهر 1401 ساعت: 20:54

صفحه بندی